او نامادری من گالری کوس و کون را لعنتی

Views: 187
پسر در حین تدریس دانش آموزان گالری کوس و کون دبیرستانی آتش گرفت ، اما نامادری زحمتکش کتاب ها را به وی تحویل داد. یک زن بالغ با یک نوجوان دشوار در اتاق خواب بسته و شروع به سؤال کرد. وقتی لباس پایش را روی پایش گذاشت ، لباس کوتاه خیلی بلند شد و مرد جوان به گردنبند باز او نگاه کرد. عوضی تصمیم گرفت که از آنجا که پدرش او را در حال حاضر داشت و پسرش اگر یک جفت چوب بخورد پرتاب می کند ، بدتر نمی شود. خانم جوان پسر را با دست گرفت و او را در زیر لباسی قرار داد که در ابتدا شلوارک نبود. پیرزن داغ تصمیم گرفت مرد جوان را روی رختخواب فریب دهد به طوری که شلیک قرمز او در هر شکاف و پرهیز از دمیدن دمیده شد. زن محروم شد ، سینه های بزرگ و متلاطم او شهوت را در پسران برانگیخت ، او به شکم سرسبز او که بعد از تولد ظاهر می شد ، توجه نمی کرد و الاغ او ، هرچند که زرنگ بود ، اما به خواهر و مادرش بسیار علاقه داشت. مادر ناپدری کودک را به فرزند پرستاری رها کرد: دهان کثیف او با تاج بر روی دندانهایش ، سر کلم را درمان می کند و زبانش لیوان هر سلول از اندام تولید مثل جوان را لیز می کند. عمه چربی به سرطان تبدیل شد و درپوش کشیده شده او را با یک تکه مو قرمز روی سرش قرار داد ، من مجبور شدم مثل سگ را عوضی کنم ، و سینه پیر او را از سکته مغزی آلت تناسلی خود تماشا کردم.